شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 25 آبان ماه سال 1390 @ 11:10 PM

استاد مهربانی


 

وز شمار دو چشم یک تن کم       وز شمار خرد هزاران بیش

 

خبر درگذشت استاد دکتر عزیز ا... بیات اگر چه غیرمنتظره نبود اما برای دوستداران علم و عالم، جامعه­ ی علمی وبویژه همشهریان ناراحت کننده بود. از مراتب علمی والا، تألیفات وتحقیقات تحسین برانگیز، و سوابق اجرایی موفق ایشان، چیزی نمی­ گویم که  بیشتر از آنچه که گفته شده و همگان از آن آگاهند نمی­دانم، لکن همین­ قدر می­ دانم، اگر کسی در تعریفی که از دکتر بیات ارائه می­ کند فقط و فقط به برجستگی فوق العاده در علم تاریخ وآثار وزین و  کم نظیرش اشاره  کند و نگاهی به خصوصیات و ویژگی­ های بارز این استاد فرزانه نداشته باشد در واقع ایشان را نشناخته یا کم شناخته است.

در روزهای پس از درگذشت ایشان برخی از این ویژگی­ ها توسط همکاران و شاگردان ایشان بیان شد، بنده نیز با توجه به این که دبیر مراسم بزرگداشت ایشان بودم و بدین واسطه آشنایی و مراوده­ ای با استاد داشته­ ام به فراخور درک و فهمم به نکات و ظرایفی در زندگی استاد رسیده­ ام که ذکر چندی از آنها پاسداشت حرمت استاد می­باشد.

پیشاپیش بابت قلمی که در این راستا عجزش بیشتر آشکار می­شود پوزش می­طلبم.

1- اولین چیزی که در اولین برخورد با دکتر بیات به هر ذهنی متبادر می­ شد سلامت جسمانی فوق العاده­ ی ایشان بود به جز چند ماه آخر، باید ایشان را در 91 سالگی می ­دیدی تا به هر آنچه که تاکنون درباره یک پیرمرد 91 ساله و کهولت سن می ­اندیشیدی، شک کنی، راست قامتی، روحیه­ ی عالی، چهره ­ی بشاش و ذهنی که برای مرور ریزترین جزئیات حوادث تاریخی او را یاریگربود دقیقاً با خمیدگی و بی حوصلگی و ذهن پریشان که مقتضای سن پیری است در تضاد آشکار بود البته استاد بنا به گفته خودش این جسم و روح سالم را ساده به دست نیاورده بود" اراده و امساکی می­ خواهد که 60 سال نه شام بخوری و نه به مهمانی شام بروی و هر روز پیاده طی طریق کنی.

2- آشنا و غریبه نداشت او با همه مهربان بود، او استاد مهربانی بود، او لبخندش را از کسی دریغ نکرد.

3- تواضع و فروتنی­ اش در کمترکسی دیده شده با این که مرتبه­ ی علمی­ اش بر کسی پوشیده نبود اما هیچگاه سرمست و مغرور از علمش نشد هنگامی که تصمیم به تجلیل از ایشان شد با اصرار بزرگان زیادی پذیرفت می­ گفت کاری درخور تجلیل ندارد این را در حالی گفت که وقتی درگذشت سوای تألیفاتش، بیش از ده هزار فیش تحقیق آماده داشت.

4- ساده و بی­ تکلف بود از آن عصا قورت داده­ های از خود راضی نبود که به محض انتشار اولین روگرفتشان از آثار دیگران، نعوذ بالله خدا را هم بنده نیستند.

5- شاید مهمترین خصوصیت ایشان که برای ما نهاوندی­ ها بیشتر جلب توجه می­ کند عرق و تعصب زبانزدش به مسقط الراسش نهاوند بود وقتی از نهاوند می­ گفت با حرارت تمام سخن می­ گفت گل از گلش می­ شکفت با این که در 15 سالگی از این شهر خارج شده بود اما هنوز زبان مادری را سلیس و روان صحبت می­ کرد. و نگران بود نکند این زبان با گذشت زمان به بوته­ ی فراموشی سپرده شود می­ گفت با این­که بـیشتر فـرزندان، نوه­ ها و نتیجه­ ها یش در خارج از کشور و درآمریکا وکانادا به سر می ­برند به آنها سفارش کرده­ حتماً در منزل نهاوندی صحبت کنند _-البته جز این هم از کسی که اصیل بود و نجیب، و بزرگ بود و بزرگ زاده انتظار نمی­رفت -

دکتر بیات می­ گفت بیش از 40، 50 کشور دنیا را از نـزدیک دیـده ­ام و در بـرخی از کـشورها ازچند روز تا چند ماه مقیم بوده ­ام هر جای دنیا بروی خانه هایشان از جنس سنگ و خاک و ماسه و سیمان و ... است وتفاوتی نمی ­کند اما من خوابی که اینجا می­ کنم و آرامشی که این­جا دارم هیچ جای دنیا ندارم – (اشاره استاد به منزل آبا و اجدادیش، خانه­ ی شیخ محمد خان بیات بود که از بناهای زیبای دوران قاجاری است و به ثبت آثار ملی نیز رسیده است و به گفته ­ی استاد، پروفسور گریشمن هنگامی ­که برای کاوش به نهاوند آمده در این خانه سکونت داشته است)- وآن روزنامه ­نگار خوش ذوق بجا نوشـته بـود، آرامش در لائودیسه

به همین مقدار بسنده می­ کنم و توصیف ایشان در کلام  اساتید و بزرگان از روی فیلم مراسم بزرگداشت ایشان در ادامه می­ آید.

دکتر بیگدلی استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی:

وقتی برای اولین بار ایشان را دیدم فهمیدم که چقدر در حوزه تاریخ فقیر و حقیرم، به طور قطع و یقین ایشان در زمینه ­ی تاریخ سامانیان در ایران مشابه ندارد و بی­ نظیر است.

دکتر شعبانی استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی:

بی­ شبهه این فرد برجسته و این خادم نامدار تاریخ را باید در زمره­ ی سرمایه ­های بی بدیلی دانست که خدای متعال در ناحیه­ ی مقدسی که ایرانست برای همه ایرانیان عنایت فرموده است. وی در عرصه علم کم مانند و در ساحت اخلاق نیز انسانی دریا دل، وارسته، بلند مقام و عالی شأن است و مشکی است که خود می ­بوید و نیازی نمی ­بیندکه عطاری چون من بگوید.

دکتر آزادگان استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی:  در سمینار خلیج فارس در اراک، ایشان اثبات اسنادی کردند که خلیج همیشه فارس چند هزار سال پیش از این هم به این نام بوده است در واقع با استنادات وی این قضیه به نفع ایران خاتمه یافت.

   در یک کلام او مصداق بارز :

هر آن کو زدانش برد توشه ای        جهانی است بنشسته در گوشه ای .  بود  

سخنم را با کلامی از دکتر آزادگان خاتمه می ­دهم معلم هیچ­وقت نمی ­میرد چون معلم اگر بمیرد تاریخ می ­میرد، اگر معلم بمیرد فرهنگ می­ میرد، اگر بمیرد تمدن می­ میرد اگر بمیرد اخلاق می ­میرد،  معلم اگر بمیرد، انسان و فضایل انسانی می­ میرد چون .... 


پی نوشت :

حیف است نوشته ­ای که برای پاسداشت عالمی فرزانه است. با سیاست آمیخته شود، حتماً کارنامه­ ی نماینده­ ی نهاوند در دوران 4 ساله نقاط تیره و روشن زیادی دارد اما تنها کاری که وی می­تواند افتخار آن را همه ­ی عمر با خود داشته باشد ایجاد زمینه­ ای برای تجلیل از معلمی گرانقدربود و تقریباً جزءمعدود کسانی  بود که از او در زمان حیاتش تجلیل شد، خدا را شکر، امیدواریم این کار فارغ از  هیاهوهای رایج سیاسی برای دیگر مشاهیر و مفاخر شهرمان که الحمد لله والمنه تعدادشان هم کم نیست  ادامه یابد صد البته با شکوه و آبرومند

 این آخرین کلام دکتر بیات در فیلم بزرگداشتش بود:


ما را شکستگی به نهایت رسیده است               چندان شکسته ایم که دگر نتوان شکست ..


گر تو خواهی که بجویی دلم امروز بجو       ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم


روحش قرین رحمت باد

.


سه شنبه 26 مرداد ماه سال 1389 @ 2:12 PM

تهدید و یا فرصت برای شهرستان

خیلی وقت است که در این وبلاگ چیزی ننوشتم که این صرف نظر از مشکلات و گرفتاریهای خود ساخت  خویش و خوش ساخت !دیگران ، با  سستی و کندی حقیر در تایپ نیز،بی ارتباط نیست و اگر لطف دوستان و کوچک نوازی بزرگانی که هر از گاه ، ردی در اینجا از خود برجای می گذاشتند و بیش از پیش ما را مرهون محبت پیوسته ی خود می کردند و همچنین علاقه ی ذاتی به سرزمین ابا و اجدادی نبود با همه ی تمایلی که به این دنیای مجازی و ارتباطات موجود در آن دارم شاید برای همیشه وقتم را برای نوشتن در جای دیگری صرف میکردم به یقین که مثمر تر بود __ تا اینجای نوشته که نگاه می کنم بوی منیت از  آن به مشام می رسد حتما خواننده اگر البته خواننده ای باشد خواهد گفت پدر امرزیده اصلا ننویس یا خیلی ممنون که نوشتی منت نهادی این انشای پرغلط را چون 6 ، 7 ماه گذشته نمی نوشتی ،علاف از خود راضی__
 به هر حال ، یکی دیگر از انگیزه های نوشتن انواع و اقسام اتفاقات عجیب و غریبیست که این چند ماهه  در شهرمان رقم خورده ُاز مشتمالی و در گیری فیزیکی و لفظی دو عضو فرهنگی ! شورای شهر بر سر کرسی ریاست شورا گرفته {که حسابی از خجالت هم در آمدند و خجالت را خجالت دادندُ}، تا حضور پنجمین فرماندار در پایان پنجمین سال عمر دولت نهم و دهم،  همه و همه اتفاقاتی است که اگر چه در کشور ما و عالم سیاست بی نظیر نیست اما با قاطعیت می توان گفت کم نظیر است انتظار بود و هست این رخدادها و مسایلی از این دست بیشتر از طرف رسانه ها   مورد نقد قرار گیرد. 

 حقیر هر چند مثل خیلی های دیگه دل خوشی از بانیان این مسایل در شهرمان ندارم اما نمی خواهم نبش قبر کنم و به قول نهاوندیها مزار کهنه بشکافم به همین دلیل از دعوای یارولی سیف و صمد جانجان  که ممکن است هر صد سال یکباراتفاق می افتد  _البته اگر سری بعد این حضرا ت بی خودی همشهریان را وجود پر خیر و برکتشان محروم نسازند و یا قانونگذار با قوانین دست و پا گیری مانند مدرک تحصیلی مانع حضور دو سه باره آنان نشود _می گذرم و مراتب تقدیر و تشکرخود و همشهریانم را از نمایندگان محترم مجلس و دیگر عزیزانی که ( کارمان را راحت نمودند وزحمت انتخاب را از ما گرفتند  و  و دوره فعلی را دو سال دیگر تمدید کردند و امکان خدمت بیشتر  را برای اعضای فرهیخته ی شورا ی محترم شهرفراهم ساختند) اعلام دارم  که در غیر اینصورت ممکن بود دهها پروژه مهم شهری، پارک ،بوستان زیر گذر و سر گذر نیمه تمام و یا مشمول خلل در انجام این امور گردد .       

   از شورا که... معتقدم حداقل تا پایان دوره ی شش ساله سخن گفتن در باب تحولات شهری با این ترکیب عبث است .پس این امر را به کسانی که در پایان این شش سال برایشان عمر ؛ُحوصله و امید باقی می ماند می سپارم و به بحث انتخاب فرماندار جوان البته بی تجربه و یا با ارفاق کم تجربه ی نهاوند که بنده از آن با عنوان تهدید و یا فرصت برای شهرستان ُکلیشه ای که این روزها زیاد از آن استفاده می شود یاد می کنم و در پست بعدی که معلوم نیست کی باشد به دلایل این نام گذاری و نکات و ظرایف موجود در انتخاب ؛انتصاب و یا خدای ناکرده انتساب فرماندار می پردازم.   

 باشد که  در این ماه مبارک نقد و سخنم منصفانه و مشفقانه باشددر ضمن اگر در جاهایی از سطور بالا تنه به تنه ابتذال می زند و یا توهین به اعضای محترم  شورا را در ذهن متبادر می سازد عذر نیت نداشته می خواهم  با اینکه می طلبد ما نهاوندیها از عملکرد و حرکات انها بیش از این عصبی باشیم   

 

.در آخر ؛یه عذر خواهی دیگر بابت مضافات و جملات معترضه ای  که در سطور بالا بیش از حد استاندارد استفاده شده ؛طاعات قبول؛ تا بعد

دوشنبه 30 آذر ماه سال 1388 @ 7:37 PM

شو چله مارک با ناونیا آخره پاییزه جیجاتونه شمردید

 


   


یلدا
گرد آمدیم :
              شبچره ای بود و آتشی،
گفت و شنید و قصه و نقلی ز سیر و گشت...
وقتی که برشگفت گل هندوانه،سرخ
در اوج سرگذشت،
یلدا،شب بلند،شب بی ستاره گی
لختی به تن طپید و به هم رفت و در هم شکست .
با خانه می شدیم که گرد سپیده دم
بر بام می نشست .
                            
                         سیاوش کسرایی

جمعه 27 آذر ماه سال 1388 @ 12:33 PM

وام 220 میلیونی سازمان میراث فرهنگی به  هدیه تهرانی

 اصلا دنبال این نیستم که حرف سیاسی بزنم  ،ولی از کنار این خبر هم نمی شود به راحتی عبور کرد این خبر از جمله خبرهایی است که فقط کنار آن باید نوشت بدون شرح !هر کس کنار گود باشد فکر می کند حتما وضع سازمان میراث فرهنگی خیلی خوبه که به این خانم اینقدر تسهیلات داده اما واقعا این طور نیست در حالی که خیلی از مرمت های اضطراری و یا  طرح های  صنایع دستی  حتی برای وام های 3میلیونی با مشکل نبود اعتبار روبرو هستن بنده این چند روز نتوانستم دلیل این حاتم بخشی را پیدا کنم تنها چیزی که به ذهن کندم رسید اینکه این خانم هم هدیه است  !!هم تهرانی !! 

 

البته مسئول روابط عمومی سازمان برای  این اعطای  وام  عذر بدتر از گناه اورده و دلیل آن را انتخاب  نام «آبان‌گان» برای نمایشگاه عکس او دانسته! 

اگر اینگونه باشه بنده ادم میشناسم حاضره نام تمام اعضای خانواده و فک و فامیلش را  «آبان‌گان» بذاره و در عوض 1 میلیون وام بگیره ! 

 

اما اصل ماجرا در ادامه مطلب از سایت عصر ایران

ادامه مطلب ...
چهارشنبه 25 آذر ماه سال 1388 @ 01:18 AM

سکوتم حرف هاى بسیار دارد

به این آواز ،تداوم یک سکوت را مى بخشم

و روى بستر احساس مدتى جارى خواهم شد

مدتى به وسعت ابدیت...

سه شنبه 10 آذر ماه سال 1388 @ 7:08 PM

چندجمله با دوستان خوبم

  1. پیشاپیش عیدتون مبارک                                                                                       آنان که علی خدای خود پندارند / کفرش به کنار عجب خدایی دارند  !!!  

     

    علی در عرش بالا بی نظیر است

    علی بر عالم و آدم امیر است

    به عشق نام مولایم نوشتم

    چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

     

  2. -عذر خواهیم را بابت تاخیر در بروز رسانی پذیرا باشید 
  3. از نظراتی که به صورت خصوصی و یا در فرم تماس پایین صفحه دریافت نموده و می نمایم می توان گفت از یک سری لمپن که پایشان به اینترنت هم باز شده یا بهتراست بگویم لمپن اینترنتی که بگذریم{ البته هزار بلا نسبت شما که دارید این مطلب را می خوانید ببخشید} خوانندگان این وبلاگُ؛ اگرچه اندکند اما همین تعداد کم را فرهیختگان و بزرگوارانی تشکیل می دهند که در حوزه های مختلف سیاسی؛ اجتماعی؛فرهنگی ؛هنری  و....صاحب نظر و صاحب فکر و اندیشه هستند  که عطر حضور مغتنم این گرامیان در این وبلاگ و نظر دادن آنان درباره ی  رویداد های شهرمان وسیاه مشق  پر از غلط من کمترین  افتخار بزرگیست و برای ما فراموش نشدنیست.
  4. ما هم یک بار خواستیم وبلاگ مان را امروزی و زیبا کنیم و در این راه از کبوترانی مدد جستیم که گویا این ...بازیها  اصلا به ما نیامده است هر روز یک چیز جدید بارمان می کردند یه روز گفتندازکی  کفتر باز شدی ؛یه روز گفتند چند تا ازشون گرفتیم ؛یه روز گفتندخراب کاری کردن؛یه روز از کلانتری زنگ زدند ما هم دیدیم اینجوریه ؛بساط کبوترا رو جمع کردیم از شوخی بگذریم دوستان امر کردندکبوترا رو +کلیک راست ممنوع رو بردارید و از قالب قبلی استفاده کنید ماهم سمعا و طاعتا پذیرفتیم  
  5. اشتباهی که همه عمر پشیمانم از او       اعتمادیست که برمردم نادان کردم       شاید اونی که مد نظرمه  و میدونم که اینو  می خونه گیج تر از اونی باشه که منظورم رو متوجه بشه فقط امیدوارم سالهای درس و مشقش به کمکش بیان و بگیره مطلبو  و بفهمه!!   
  6. حرف زیاده الان فرصت نیست بیام بقیه اش رو می نویسم این مطلب ادامه داره  
  7. و اما حالا که تا اینجا اومدید بخاطر اینکه دست خالی از اینجا نرید یه مطلبی از دوست و برادر بزرگوارم جناب آقای احمد ترابی معاون فعلی میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی ؛صنایع دستی و گردشگری استان همدان که بی شک هر چه نهاوند در این زمینه دارد حاصل تلاش های اوست  با عنوان معبد لائودیسه؛ شهر گمشده سلوکی بخونید  به خوندنش می ارزه  
ادامه مطلب ...
یکشنبه 1 آذر ماه سال 1388 @ 9:51 PM

این مردم زنده کش و مرده پرست!!

هرچند در این وبلاگ قاعدتا باید به فراخور نامش مطالب درباره مسائل نهاوند باشد اما نمی دانم چرا با دیدن خبر درگذشت مرحوم علی کردان وزیر اسبق کشور یاد مظلومیت ایشان و ظلمی که در حق ایشان شد افتادم .علی کردان رفت در راهی که همه باید روزی برویم و مردن حق است و جای ناراحتی نیست خدا همه ی ما را بیامرزد ُ؛ نه این که حقیر هم بخواهم طبق آن صحبت ارمنی که گفته بود این مسلمان ها هیچ مرده ی بد! و هیچ زنده ی خوب !ندارند اشتباه آن شادروان را نادیده بگیرم    نه ُ اصلا و ابدا منظورم این نیست ؛می خواهم بگویم متاسفانه و بدبختانه ما ایرانیها گاهی اوقات حتی در دشمنی کردنمان آن قدر زیاده روی می کنیم و سایه مصالح فردی و جناحی بقدری بر رفتار و کردارمان مستولی می شود که انگار نه انگار خدا هست و پیغمبری ؛قیامتی و آخرتی ؛می خواهیم طرف رااز صحنه روزگار محو کنیم شاید ذره ای دلمان آرام بگیرد این بدبختی هنگامی شدید تر است که فروختن آخرت خود برای دنیای دیگری باشد !.


این مطلب را برای تذکره خود گفتم باشد که انشاء ا.. خداوند سبحان بحق معصومین و مقربینش دلهایمان را  ازهوای نفس حقد و حسد و کینه صاف کند و به ما دلی دریایی برای تحمل مخالف عطا نماید .

خدا کند من کمترین این حرف ها را از صمیم قلب و با خلوص نیت گفته باشم.

شنبه 23 آبان ماه سال 1388 @ 00:19 AM

ادامه راه

 صفحات یکی از روزنامه های  سراسری پر شمارگان و پر خواننده (روزنامه اعتماد)را ورق می زدم نگاهم به یکی از چهره های نام آشنا و خوشنام شهرمان دکترمهدی طالب افتاد که این روزنامه مصاحبه مفصلی با وی انجام داده بود به این فکر  می کردم که بی تعصب، ازجمله شهرهایی که نامش با نخبگانی در عرصه های گوناگون عجین شده ،نهاوند است . نیک مردان و نیک زنانی  که از صدر تاریخ تا کنون در تمام زمینه ها خوش درخشیده اند و بر تارک تاریخ جاودانه شده اند .  از عرفان و اخلاق گرفته  تا سیاست و ورزش ،فرقی نمی کند نهاوندی پا به هر عرصه  ای که بگذارد افتخار آفرین و موفق است متاسفانه خلایی که از گذشته در این شهر تاریخی احساس می شد و می شود اینست که ما و  بخصوص نسل جوان ما این پشتوانه ی غنی را نمی شناسد که اگر می شناخت غروری را  که به یقین  اعتماد به نفس ارمغان دارد در خود احساس می کرد و دچار یاس نمی شد  و به جای پی روی از یکسری کجی ها ،دنباله روخلف صالح خود بود .  

چرا به راحتی بدی ها و پلشتی ها از جمله آمار اعتیاد و معتاد به توان می رسد و پر رنگ تیتر یک است چرا کسی نمی گوید ما دکتر طالب ها را داریم .

بگذریم ،الغرض اکنون که نماینده دانش محور شهرمان این خلا را بخوبی رصد کرده و با کمک گروهی فرهنگ دوست ،ستادی را برای شناسایی و شناساندن مفاخر شهرستان پی ریزی کرده و توانسته به گواه دوست و دشمن اولین برنامه تجلیل را از پیر دانشمند دکتر بیات به نحو احسن برگزار نماید بهتر است برنامه ای را  نیز به پاس خدمات دکترطالب به این شخصیت فرزانه که بی شک مایه فخر نهاوندی هاست اختصاص دهد 

 

 هر چندبه دلایلی که بیشتر گرفتاری شخصی است، بنده در برنامه های آتی ستادمفاخر سعادت همکاری را ندارم و مرا توفیق یاری نکرد اما از صمیم قلب و با بهترین نیت برای ادامه راه این ستاد مردمی که اهداف بلندی داردآرزوی موفقیت دارم. 

 

 در ضمن بببخشید دیر وقت بود منم که نه قلم خوبی دارم  و نه تایپیست خوبی هستم همینجوری فی البداهه و تند تند نوشتم امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم . 

   والسلام . 

 

 

راستی   داشت یادم میرفت  اصل مصاحبه در ادامه مطلب فراموش نشه

  

ادامه مطلب ...
چهارشنبه 20 آبان ماه سال 1388 @ 07:56 AM

همشهری فرماندار نهاوند استاندار همدان شد

کرم رضا پیریایی" به سمت استانداری همدان معرفی می‌شود


در جلسه امروز هیات دولت "کرم رضا پیریایی" به سمت استانداری همدان معرفی می‌شود. به گزارش همدان‌پیام "کرم‌رضا پیریایی"، معاون فعلی امور عمومی معاونت پارلمانی رئیس جمهور امروز با حضور در جلسه هیأت دولت و پس از ارائه گزارش ۲۰ دقیقه‌ای از طرح‌ها و برنامه‌های خود در سمت بالاترین مقام اجرایی استان همدان به این سمت منصوب خواهد شد تا به تمام گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال ابقاء بهروز مرادی و یا احتمال انتصاب ابراهیم کارخانه‌ای به این سمت پایان دهد. کرم‌رضا پیریایی که دارای سوابق مدیریتی گوناگون در سطوح مختلف ستادی داشته از سمت معاونت امور عمومی معاونت پارلمانی رئیس‌جمهور گرفته تا مدیریت ستادی در صدا و سیمای پایتخت با اندوخته‌ای از تجربه مدیریت در...

ادامه مطلب ...
یکشنبه 17 آبان ماه سال 1388 @ 4:03 PM

دلیل جالب تعطیلی وبلاگ

 یکی از وبلاگ های همشهری ما به علت کاهش تعداد ورودی و هم چنین ندادن نظر خوانندگان وبلاگش ُ  آنها را که ما نیز یکی از آنها هستیم  تنبیه کرده و وبلاگش مدت یک هفته تعطیل کرده حال بگویید این یک هفته چه کنیم .  
آقای فضول تورو خدا برگرد قول میدیم قول که ..

قابل توجه...

دوستان عزیز:

به علت کاهش تعداد ورودی و هم چنین ندادن نظر و مشغولی ما به اطلاع می رساند این وبلاگ به مدت یک هفته تعطیل می باشد.

| نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388 ساعت 5:22 بعد از ظهر  توسط خبر گزاری فضول نهاوندی
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام:

<-->